unearth
حفرکردن، کشف کردن،پی بردن، از زیر خاک بیرون اوردن
depart
ترک کردن،عازم شدن، از بین رفتن
coincide
همزمانبودن، تطابق داشتن
cancel
لغو کردن، باطل کردن
debtor
بدهکار
legible
خوانا، قابل خواندن
placard
پلاکارد،پوستر
contagious
واگیردار، مسری
clergy
روحانیون
customary
معمول، مرسوم
transparent
شفاف، واضح
scald
سوزاندن، جوشاندن