biography
زندگی نامه
drench
خیس کردن، خیساندن
swarm
فوح، دسته، مملو بودن از
wobble
تلوتلو خوردن
tumult
همهمه ، سرو صدا، اشوب
kneel
زانو دن، روی زانو ماندن
dejected
افسرده، غمگین
obedient
مطیع، فرمانبر
recede
برگشتن، عقب کشیدن
tyrant
حاکم، ظالم،حاکم، مستبد
charity
خیریه، صدقه
verdict
رای، حکم، تصمیم