complacent
از خود راضی، خشنود،خودخواه
wasp
زنبور
rehabilitate
احیا کردن، بازگرداندن
parole
قول شرف، ازادی مشروط،ازاد کردن
vertical
عمودی
multitude
تعداد زیاد، جمع، جماعت
nominate
نامزد کردن، منصوب کردن، معرفی کردن
potential
پتانسیل، توانایی، احتمالی
morgue
سردخانه، ارشیو
preoccupied
درگیر، مشغول، مشغول کردن
upholstery
روکش، رو مبلی
indifference
بی اعتنایی، بی توجهی