paroi
دیواره، جدار
دیوار
étroit,e
باریک، تنگ
صمیمانه
tour à tour
به نوبت، یکی یکی
gousse
[نخود، لوبیا…] غلاف، پوست
[سیر] حبه، پر
rebord
[چاه، پنجره، …] لبه (برآمده)، در
versant
دامنه، شیب
amonceler
تودهکردن، کپهکردن، روی هم گذاشتن
انباشتن، اندوختن
encre
مُرکب، جوهر
cachotant,e
کمنور، کمفروغ
haleine
نفس، دم
soulager
بار (کسی را) سبککردن
تسکیندادن
تسلیدادن، از رنج (کسی) کاستن
raillerie
ریشخند، تمسخر، استهزا
désappointer
ناامیدکردن، مایوسکردن، دلسردکردن
سرخورده کردن، توی ذوق (کسی) زدن
hennir
شیههکشیدن
ruer
جفتکانداختن
maîtriser
کنترلکردن، مهارکردن
calèche
کالسکه
atteler
به درشکهبستن، به گاری بستن
وصلکردن
charbon
زغال سنگ
زغال
دوده
tôt
زود