Populous
پر جمعیت
Independently
به طور مستقل
Manufacture
تولید کردن
Including
شامل
Solve
حل کردن
Suffer
اسیب دیدن، رنج بردن
Spread
گسترش پیدا کردن
Body
مجموعه
Ban
ممنوع کردن
Harbor
بندر
Ordinary
معمولی
Squeeze
فشردن، چلاندن
Rush out
با فشار خارج شدن
Expand
منبسط شدن
Blow up
باد کردن
Escape
خارج شدن، فرار کردن
Somewhat
تا حدودی، تا قدری
Tail
دم
Shoot
رها شدن