Distinctively
به طور متمایز
Rival
رقابت کردن
Fur
پوست
Mane
یال شیر
Spotted
خالدار
Cub
بچه شیر
Suppose
فرض کردن
Particle
ذره
Substance
ماده
Grain
دانه، هستی
Subdivide
به اجزای کوچک تقسیم کردن
Element
عنصر
Obtain
به دست اوردن
Pen name
نام مستعار نویسنده
Attack
حمله کردن
Oppress
ستم کردن
Faith
ایمان، عقیده
Mock
مسخره کردن
Exile
تبعید کردن
Imprison
محبوس شدن
Tolerance
تحمل
Stir
فعالیت، حرکت
Authority
مقامات
Fled
فرار کرد
گذشته flee