Notfiy
اطلاع دادن
Misfortune
بدشانسی
Recover
بهبود پیدا کردن
Mummy
مومیایی
Become apparent
واضح شدن
Fraud
کلاهبرداری
Critically
به طور جدی، به طور وخیم
Virtually
عملا
Conceal
مخفی کردن
Charged with
متهم شدن
Donor
دهنده
Impress
تاثیر گذاشتن
Vague
مبهم
Mass killing
کشتار جمعی
Content
راضی
Preserve
نگهداری کردن
Run down
خسته شدن مریض شدن
Shortage
کمبود
Chase
دنبال کردن
Utterly
کاملا به کلی
Spirit
روح
Logical
منطقی