Witch
جادوگر
Primitive
ابتدایی، اولیه
Evil spirits
ارواح خبیثه
Chant
خواندن
Supposedly
به طور فرضی
Victim
قربانی
Deliberately
عمدا
Charm
طلسم
Disgusting
نفرت اور، منزجر کننده
Mixture
مخلوط
Herbs
گیاهان دارویی
Texture
بافت
Remedy
درمان
Relieve
رهایی یافتن
Eradicate
ریشه کن کردن
Astronomer
منجم، ستاره شناس
Institute
موسسه، بنیاد
Edge
لبه
Creatures
مخلوقات
Leap
پریدن
Incident
واقعه، رویداد
Deal with
سر و کار داشتن
Proportion
نسبت، سهم
Scratch
خاراندن، خراشیدن