In common
به طور مشترک
Miserable
بد، ضعیف
Minorities
اقلیت ها
Refugees
پناهندگان
Pleasant
مطبوع
Port
بندر
Make up
تشکیل دادن
Rare
نادر، کمیاب
Immigrant
مهاجر
Inhabitants
ساکنین
In contrast with
در مقابل، در مقایسه
Point of view
از جنبه، از نظر
Switch on
روشن کردن
Avenue
خیابان
Meanwhile
در ضمن
Exception
استثنا
Finger- tip
نوک انگشت
Power failure
قطع برق
Rot
گندیدن، فاسد شدن
Go bad
فاسد شدن
Servant
پیشخدمت
Think twice
بیشتر فکر کردن