Squish
له کردن
Embellish
شاخ و برگ دادن، پیاز داغ داستان را زیاد کردن
Multimodal
چند وجهی، چند حالته
Conduct
اجرا کردن، انجام دادن
Empirical
میدانی، تجربی
Abundance
فراوانی
Break into
به زور وارد شدن، برای اولین بار شروع به انجام کاری کردن
Spot
یافتن، تشخیص دادن، لکه
Milestone
موعد، مرحله ای مهم و تاثیرگذار
Corpus
پیکره ی متنی
Adopt
اتخاذ کردن، به کار گرفتن (یک روش)
Excerpt
گلچین، برگزیده
Iris
عنبیه ی چشم، گل زنبق
Tempting
اغوا کننده، وسوسه انگیز
Inherent
ذاتی، لاینفک
Handful
مشتی از یک چیز، انگشت شمار
Legitimate
مشروع
Compution-Intensive task
تسک محاسبه بر
Inferior to
پایین تر
Glimpse
نگاه گذرا و اجمالی