odd
فرد
تنها
yell
فریاد زدن
meat
گوشت
scrape
خراشیدن
plunk down
فرورفتن
uterus
رحم
compass
قطب نما
placenta
جفت جنین
yogurt
ماست
cater
تهیه کردن
فراهم کردن
favor
لطف
dozen
دوجین
دوازده
how come
چگونه
چطور
fling
پرت کردن
انداختن
جفتک پرانی
flung
پرت شده
nauseous
حالت تهوع
immigration
مهاجرت
toe
پنجه پا
sex
جنسیت
furniture
مبلمان
وسایل
adventure
ماجرا
حادثه
سرگذشت
impression
اثر
عقیده
خیال
commitment
تعهد
split
قسمت کردن