knock
در زدن
barge
سرزده وارد شدن
privacy
حریم خصوصی
respect
توجه
احترام گذاشتن
relatively
به طور نسبی
weave
بافتنی
بافتن
nipple
نوک پستان
patient
بیمار
صبور
complicated
پیچیده
shrink
پزشک دیوانگان
منقبض کردن
کوچک کردن
couch
تخت
نیمکت
doughnut
نان شیرینی گرد
mitten
دستکش
rock
سنگ
sparky
پر زرق و برق
intimacy
صمیمیت
خودمانی
humor
شوخ طبعی
puberty
سن بلوغ
textbook
کتاب درسی
رسانه
town
شهر
mid
اواسط
haul
هل دادن
حمل کردن
ferry
عبور
گذرگاه
forth
جلو