nod
سرتکان دادن
haircut
اصلاح مو
مدل مو
pardon
بخشیدن
پوزش
med
پزشکی
research
پژوهش
تحقیق
fertility
باروری
حاصل خیزی
donate
اهدا کردن
بخشیدن
contribution
مشارکت
coleslaw
سالاد گل کلم
ground
زمین
flesh
گوشت
جسم
شهوت
formally
به طور رسمی
conduct
اداره کردن
هدایت
bone
استخوان
persuade
وادار کردن
ترغیب کردن
itinerary
برنامه سفر
reach
رسیدن
breakfront
خط مقدم
pile
توده
انباشتن
musketeer
تفنگدار
transaction
معامله
تراکنش
rattle
لرزیدن
تکان خوردن
light
سبک
scrabble
دستمالی کردن
تلاش