reckless
پررو
بی ملاحظه
caution
احتیاط
wind
باد
ازنفس افتادن
خسته کردن
mop
چوب گردگیری
hump
قوز کردن
کوهان
روی کول انداختن
حمل کردن
phase
وضعیت
حالت
فاز
curious
کنجکاو
غریب
intimidate
ترساندن
تشر زدن
salespeople
فروشنده
supplies
تدارکات
تجهیزات
shall
باید
compare
مقایسه کردن
horseback
سواربراسب
ride
سواری
سوارشدن
unfair
غیرمنصفانه
ethnic
نژادی
نژاد پرستانه
agent
وکیل
عامل
مدیربرنامه
neutral
بی طرف
خنثی
Switzerland
سوئیس
plus
اضافه براین
bell
زنگ
fiddler
ویولن زن
کمانچه زن
obsession
وسواس
madness
جنون
دیوانگی