firm
شركت
grasp
فهميدن
concept
مفهوم
fullest
كمال
enhance(d)
بالابردن(پيشرفته)
span(ning)
محدوده(پوشا)
nitty-gritty
مهمترين قسمت
reinforce
تقويت كردن
extend(ed)
گسترش(تمديد شده)
portion
بخش، جزء
nail
قاپيدن، گرفتن، ناخن
introductory
وابسته به مقدمه
regarding
راجع به
gear
دنده
concentrate
متمركز كردن
proficient
زبردست، متخصص
foundation
بنياد
effort
تقلا، تلاش
further
بيشتر، مجدد، جلوتر
intention
قصد، منظور
glean
اينسو و آنسو جمع كردن
skim
بطور سطحي خواندن
referring
اشاره
companion
همراه، همدم