maintain
نگه داشتن
connection oriented
اتصال گرا
govern
تابع خود كردن، كنترل
handshake
دست دادن
peer
همتا، جفت
per
در هر
depict
شرح دادن، به تصوير كشيدن
typical
نوعي
be initiated
آغاز شود
synchronize
همگام بودن، همزمان بودن
bidirectional
دو طرفه
simultaneously
در يك زمان، همزمان
botch
از شكل انداختن، سنبل كردن
akin
وابسته، يكسان
bottleneck
تنگنا
burst
پيوسته، پشت سر هم
deluge
سيل، طوفان
eventually
سرانجام، عاقبت
exhaust
خسته
track
دنبال كردن، مسير
folk
مردم
capsule
كپسول، پوشش
surround
احاطه كردن
lunar
قمري