spill
حب دارو، دانه
slash
شکاف، ضربه سریع، نشان ممیز
asthma
تنگی نفس، آسم
mash
خرد کردن، نرم کردن
lump
درشت
boycott
تحریم کردن
pilgrim
مهاجر، مسافر، زائر
lunar
قمری، وابسته به ماه
vail
بدرد خوردن، انعام
faculty
استادان دانشگاه، استعداد فکری
skull
جمجمه، فرق سر
concept
مفهوم، عقیده
belly
شکم دادن و باد کردن
butter
کره، روغن، کره مالیدن، چاپلوسی کردن
chip
رنده کردن
feast
مهمانی، ضیافت
grill
بریان کردن
magnificent
با شکوه
vivid
روشن، واضح، زنده
pumpkin
کدو تنبل
appreciate
قدردانی
obsession
عقده روحی، وسواس، فکر دائم
infectious
واگیر، واگیر
blossom
شکوفه، دارای طراوت جوانی شدن