barge
سرزده وارد شدن
weave
بافتن، درست کردن
patient
مریض
shrink
جمع شدن، آب رفتن(پارچه)، شانه خالی کردن
couch
تخت، نیمکت، خوابانیدن
laughter
صدای خنده بلند
intimacy
رابطه نامشروع جنسی، صمیمی
humour
شوخی، راضی نگه داشتن، مشرب
puberty
سن بلوغ، رسیدگی
haul
کشیدن، هل دادن
ferry
گذرگاه، عبور دادن
puppet
عروسک (خیمه شب بازی)، دست نشانده
whine
نالیدن
appointment
قرار ملاقات، تعیین
mortician
متصدی کفن و دفن
chop
ریز ریز کردن
navy
نیروی دریائی، ناوگان
gaze
خیره نگاه کردن
tit
نوک پستان
analytical
روانکاوی، تحلیلی
esteem
لایق دانستن، قدر، رعایت ارزش
compensate
تاوان دادن، جبران کردن
overshadow
تحت الشعاع قرار دادن، مسلط شدن بر
sibling
هم دنیا، هم نژاد، برادر یا خواهر