spot
در نظر گرفتن
impend
در شرف وقوع بودن
doom
حکم
exclamation
علامت تعجب، حرف ندا، فریاد
violate
تجاوز کردن، شکستن
peel
پوست انداختن، پوست کندن، کندن
league
اتحاد
tongue
بر زبان آوردن، زبان
beard
ریش
troll
گرداندن، غول یا جن ساکن غار و کوه
passion
اشتیاق و علاقه شدید
bullet
گلوله
engine
ماشین
barely
بطور عریان، با اشکال
border
لبه، حاشیه
widow
بیوه زن، بیوه شدن
slide
لغزش، ریزش، سرازیری
pant
نفس نفس زدن، تپش، ضربان
fantasy
تمایل، فانتزی، نقشه خیالی
monogamy
تک همسری
concept
مفهوم، عقیده
anthropological
وابسته به انسان شناسی
forth
بیرون از، مسیر آزاد، بکار میرود
greet
برخورد، درود گفتن