horoscope
جدول ساعات روز، طالع
plunge
ناگهان داخل شدن، شیرجه
pit
چاله، چال دار کردن، هسته البالو و گیلاش و …
depression
تورفتگی، افسردگی
whistle
سوت زدن
scout
پیشاهنگی کردن، دیده بان
knuckle
بند انگشت
sculpt
حجازی کردن، منقور کردن
conscious
هوشیار
folk
مردم، گروه، ملت
groin
کشاله ران، محل تلاقی دو طاق (در معماری)، مثل خوک فریاد کردن
mistress
بانو، خانم، دلبر
rigatoni
رشته فرنگی لوله لوله و کوتاه
beaming
بشاش، خوشرو
occasionally
بعضی اوقات
intimate
صمیمی، خودمانی، محرم
craving
حکاکی، بریدن
burst
قطع کردن، ازهم پاشیدن
flame
شعله
debate
مباحثه کردن
deficit
کمبود، کسر درآمد
reduction
ساده سازی، کاهش، اختصار
mayor
شهردار
fare
کرایه(مسافر)