Chill
سرد کردن خنک کردن
Approval
رضایت. خرسندی
Abroad
خارج.
Abrupt
ناگهان. ناگهانی
Incident
حادثه
Applicant
داوطلب
Zealous
متعصب. غیور
Acclaim
ستایش کردن
Praise تحسین کردن
Adverse
نامطلوب. بد
Indecision
مردد دودل. بلا تکلیف
Autonomous
Independent
Chronic
مزمن. همیشگی
Disapproval
Objection
ناخرسندی. مخالفت کردن اعتراض
Disrupt
مختل کردن
Postpone
تعویق کردن به زمان دیگر موکول کردن
Withdraw
Extract
استخراج کردن. برداشت کردن
Take out
Take back
گرفتن
پس گرفتن