Annoy
تحریک کردن. آزار دادن
Anticipate
پیش گویی کردن. انتظار داشتن
Ascertain
معین کردن. فهمیدن کشف کردن
Conform
تطابق داشتن. هماهنگ بودن
Intolerable
غیر قابل تحمل
Intolerant. ناشکیبا. بدون تحمل
Ongoing
جاری. برنامه های در جریان و پیش رو
Tutorial
مشاوره ای. آموزشی. مربی گونه
Propose
پیشنهاد کردن مطرح کردن
Restore
Revitalize
احیا کردن بازسازی کردن
Staple
بخش مهم و اساسی
Turbulent
شورش بی نظمی اشفتگی
Indispensable
Dispense
ضروری لاینفک
پخش کردن. توزیع کردن
Fable
داستان. حکایت
Disrupt
مختل کردن
Render
ارایه دادن.
Inspiring
الهام بخش مشوق