Exhaust
Exhaustive
V:خسته کردن. تمام کردن کاملا استفاده کردن. به طور کامل توضیح دادن
We have exhausted this topic.
Adj: خسته
کامل جامع
Grave
N:قبر سنگ قبر
Adj:بزرگ و خطرناک
Favorable
مطلوب
Associated
V
Adj
N
تداعی کردن. رابطه داشتن همنشینی همکاری داشتن.
دستیار معاون. متحد یکپارچه
شریک همدم
Attend
شرکت کردن
Summit
قله نوک اوج. جلسه اجلاس
Elude
Evade
فرار کردن گریختن
Evident
آشکار واضح
Face
Confront
روبه رو شدن مواجه شدن
مقابله کردن
Cliff
صخره
Facet
جنبه بعد عنصر
Remote
دور غریبه دور دست
Offensive
توهین امیز زننده
Odor
Adore
بو رایحه
از ته دل دوست داشتن پرستیدن
Prize
Price
Praise
جایزه
قیمت
ستایش کردن تحسین کردن
Foretell
پیش گویی کردن
Surpass
فراتر رفتن بالاتر رفتن
Uphold
Sustain
حمایت کردن حفظ کردن