Chief
عمده. اصلی. اساسی
Coarse
خشن زمخت ناهموار
Wool
پشمی
Comparative
نسبی نسبتا
Apprehend
درک کردن دریافتن. توقیف کردن. هراس داشتن.
Peculiar
عجیب. فریب کنجکاو
Rage
خشم. غضب
Ectinguish
خاموش کردن از بین بردن. خاتمه دادن
Stiff
Rigid
سفت. سخت. غیر قابل انعطاف
Endurance
طاقت تحمل پایداری
Stamina
بنیه. قدرت. توان نیرو. طاقت