Baffle
گمراه ساختن. گیج کردن. مبهوت ساختن
Bear
V: محصول دادن ثمردادن. تحمل کردن
N:خرس
Orchard
باغ میوه
Blur
تار ساختن
N:ابهام
Radiant
تابناک. درخشان
Caution
احتیاط. محتاط
V:هشدار دادن اخطار دادن
Delicate
ظریف. شکننده. Fragile
Facilitate
تسهیل کردن.
Assist
Incessant
بدون وقفه. مدام
In conjunction with
Alongside
در کنار به همراه. پهلو به پهلو
Intrigue
مجذوب ساختن
Obstruct
مانع شدن. انسداد. کار شکنی. مسدود کردن
Recompense
Compensate
جبران کردن. خسارت دادن پاداش دادن
Shed
Discard
Unique
منحصر به فرد بی نظیر
Well-suited
مناسب. هماهنگ