expertise
تخصص، خِبرگی
heritage
میراث
encounter (v)
رو به رو شدن،
ملاقات کردن
bloom
شکوفه دادن،
بهتر شدن
شکوفه
cue
اشاره کردن
نشانه، علامت
drawback
اِشکال، نقص
adept
ماهر، زبردست
bizarre
عجیب و غریب
assert
ادعا/ اظهار کردن
sentence
محکوم کردن
حکم، جمله
foster
پرورش دادن
رضاعی، خوانده
terrify
ترساندن
lethal
مرگبار، کُشنده
adverse
ناسازگار، نامطلوب
reckless
بی فکر،
بیملاحظه گرانه
perish
مردن،
هلاک شدن
blunder
اشتباه
pronounce
تلفظ کردن، نظر دادن
رسماً بیان کردن
renown
شهرت، اعتبار
realm
قلمرو، حوزه
ingenuity
نبوغ، ابتکار
rumour
شایعه
hail
گرامی داشتن،
صدا زدن -
تگرگ
accuse
تهمت زدن