meticulous
دقیق، وسواسی
superstition
خُرافه
mundane
خسته کننده، دنیوی
denote
معنی دادن،
نشان دادن
betray (v)
خیانت کردن
grumpy
بدخلق، ترشرو
equivocal
مبهم
forte
تخصص، خِبرگی
sketchy
بدون جزئیات،
سطحی
deflect
کج کردن،
منحرف شدن
ache
تیر کشیدن،
درد کردن، خواستن
flee
فرار کردن، در رفتن
obtain
بدست آوردن،
وجود داشتن
disarray
بی نظمی
analogous
مشابه، شبیه
relic
عتیقه، یادگار
hasty
شتابزده، عجول
prolific
پُرکار، بارور،
حاصلخیز
formidable
مهیب، قوی،
دشوار
meddle (v)
فضولی کردن،
ور رفتن
idol
بُت، معبود
unanimity
همرأیی،
یکپارچگی
unanimous
همرأی، همگانی
stratum
لایه، قِشر