se démener
به تکاپو افتادن، به خود پیچیدن، تقلا کردن، دست و پا زدن
briser
شکستن، درهمشکستن، از هم پاشیدن
obstacle
مانع، سد
gravir
بالارفتن از چیزی (پله، کوه، سربالایی)
rai
پرتو نازک، خط نور
créneau
دندانههای دیوار قلعه
suite
رشته، سلسله، سری
دنباله بقیه، ادامه
پیامد، عاقبت، نتیجه
spectre
شبح، روح
en outre
علاوه بر این، به علاوه
arche
قوس، تاق
étau
[فنی] گیره
écraser
لهکردن، لگد کردن
caboche
سرِ میخ یا برجستگی فلزی گرد
sculpter
مجسمهساختن
شکلدادن، تراشیدن
intempéries
آب و هوای بد، باد و باران
cloche
زنگ، ناقوس
marteau
چکش
[در] کوبه
sis,e
[حقوقی] واقع (در)
frotter
مالیدن، کشیدن
constater
ملاحظهکردن، مشاهدهکردن
متوجهشدن، پیبردن، فهمیدن