aurore
فلق، فجر
سحر، پگاه، سپیدهدم
excessif,ive
بیش از اندازه، بیش از حد، مفرط
fente
شکاف، درز، روزنه
chaîne
زنجیر، زنجیره، رشته، سلسله
détacher
جدا کردن
باز کردن
کندن
دکمههای (لباس را) باز کردن
verrou
چفت
serrure
قفل
raser
تراشیدن، زدن
de frais
به تازگی، تازه
tache
لک، لکه، خال
abrité,e
[محل] مصون از باد
gré
میل، خواست
pétrifier
به سنگ تبدیلکردن، سنگکردن
با لایهای از سنگ پوشاندن
میخکوبکردن
seuil
درگاه، آستانه
frémir
لرزیدن
تکانخوردن، جنبیدن
console
میز باریک دیواری
colimaçon
حلزون
en colimaçon
مارپیچ
octogonal
هشتضلعی، هشتگوش
sceller
[اسناد رسمی] مهر زدن، مهر کردن، مهر و موم کردن، لاک و مهر کردن
ôter
برداشتن
حذفکردن
کمکردن
درآوردن
از بین بردن، زدودن