fredonner
زمزمهکردن، زیر لب خواندن
vomir
استفراغکردن، بالا آوردن
narcotique
مخدر
engloutir
بلعیدن، قورتدادن
vivisection
تشریح جانوران زنده، زندهشکافی
congénital,e,aux
مادرزادی، مادرزاد، ارثی
somnambulism
خوابگردی
noce
جشن عروسی، عروسی
سالگرد ازدواج
trousseau
لباس و زیورآلات عروس
présager
[ادبی] نشان (چیزی) بودن، خبر دادن از
[ادبی] پیشبینیکردن
émeraude
زمرد
(به رنگِ) سبز زمردی
lame
ورقه، تیغه، لبه
موج
fracas
سر و صدا، هیاهو
assourdir
کر کردن
rumeur
سر و صدا، هیاهو، همهمه
شایعه
nappe
سفره
[آب، نفت، …] لایه، سفره
tumultueusement
با جار و جنجال
aiguiser
[چاقو و غیره] تیز کردن
تحریککردن، برانگیختن
وادار کردن
blasphémer
کفر گفتن
دشنام دادن
اهانت کردن
gouvernail
سکان