insuffler
دمیدن
برانگیختن، القاکردن، دادن
déployer
گستردن، باز کردن
پهنکردن
پخشکردن
furie
غیظ، خشم، غضب
خشونت
جنون
rivage
ساحل
agonisant,e
محتضر، رو به موت
bourreau
مامور اعدام، شکنجهگر
expulser
بیرونکردن، اخراجکردن
دفعکردن،تخلیهکردن
Scythie
سرزمین سکاها
accoupler
به هم وصلکردن، متصلکردن، به هم پیوستن
[حیوانات] با هم جفتکردن
maint,e
بسیار، خیلی، متعدد
confier
سپردن
محولکردن
glaive
شمشیر دو دم
étendard
درفش، پرچم
retentir
طنینانداختن، صدای (چیزی) پیچیدن
تاثیرگذاشتن
maudit,e
نفرینشده
esclavage
بردگی، بندگی
اسارت
léguer
به ارثگذاشتن
منتقلکردن، انتقالدادن
ardeur
حرارت شدید
شور، اشتیاق
عشق، علاقه
fleuve
رودخانه، شط
troupe
گروه، دسته