couvercle
در، سرپوش
délice
لذت، حظ، کیف
غذای خوشمزه، غذای لذیذ
trait
خط، نشان، اثر
ویژگی، مشخصه
aquilin
[بینی] خمیده، عقابی
profil
نیمرخ، نما
bomber
برآمدهکردن، قلنبهکردن
[سینه] جلو دادن
broussailleux,euse
پر از خار، خارزار، بوتهزار
پرپشت و ژولیده، درهم برهم
touffu,e
انبوه، پرپشت
boucler
بستن
فر زدن
فر خوردن
زندانیکردن
vif, vive
زنده
سرزنده، بانشاط
[رنگ] تند
vitalité
سرزندگی، شور
نیروی حیات
menton
چانه
creuser
کندن
حفر کردن
گود انداختن
paume
کف دست
frémir
لرزیدن، رعشهکردن
(از شدت احساسات یا هیجان) تکان خوردن
augure
فال، نشانه
proéminent
برآمده، برجسته
aube
سپیده، سپیدهدم، فجر، پگاه، سحر
peser
وزنکردن، کشیدن
سنگینیکردن
تحتالشعاع قرار دادن
citadin,e
شهری، شهرنشین