Aviation
ساختن و بکاربری وسایل ترابری هوایی
Blade
تیغه
Coarse
زبر، زمخت، خشن
Confer
مشورت کردن، تبادل نظر کردن
Cruise
با سرعتی که راننده از قبل توسط دستگاه خودکار تعیین کرده حرکت کردن
Pitch
اوج، قله، شیب، کجی
properller
پروانه، ملخ، پیشران
Sustained
مستمر، پیوسته، متوالی، پایدار
Turbulence
تلاطم، آشفتگی ( آب یا باد و غیره)
Driveshaft
میله متحرک، میله انتقال نیرو
Tilt
شیب، کجی، تاب
Gear
چرخدنده
Chop the air
هوا را کنار زدن
Like-minded
هم عقیده، هم فکر