Administer
پرستاری کردن
Cripple
از کار انداختن، معلول کردن، چلاق کردن
Rampant
پراکنده، بی حد و حصر
Rudimentary
ابتدایی، ناقص
Stem
برخاستن از، ناشی شدن از
Remedy
چاره کردن، درمان کردن
Overburdened
سنگین
Prenatal
دوران قبل از زایمان
Dwindling
به تدریج کم شدن
Shortly
به زودی
Vacantly
از روی بیحالی یا سستی
Tend
پرستاری کردن، تیمار کردن
Standstill
وقفه، ایست
Standout
شخص یا چیزی که از بقیه خیلی بهتر است