Culprit
مجرم، خلافکار، عامل بد
Dump
زباله خالی کردن
Practice
رسم، روال، شیوه
Wary
ملاحظه کار، محتاط
Ecotourism
طبیعتگردی
Shun
دوری کردن، احتراز کردن
Coral reef
صخره مرجانی
Accommodation
جا
Accommodate
جا دادن
Accommodating
مهمان نواز، خوش محضر
publicize
تبلیغات کردن
Publicly
عمومی
Wildly
به تندی
Anchore
لنگر انداختن