Tens
(عصبیاطناب)کشیده،عصبیوهیجانزده،زمانفعل،تصریفزمانفعل،سفت،سخت،ناراحت،وخیم،وخیمشدن،تشدیدیافتن
Merit
شایستگی،سزاواری،لیاقت،استحقاق،شایستهبودن،استحقاقداشتن
Repeller
دافع، زننده
repellency
حالت دفع، دفع شدنی
Pity
دریغ،افسوس،بخشش،رحم،همدردی،حسترحم،ترحمکردن،دلسوزیکردن،متاثرشدن
Budgeباج
تکانجزئیخوردن،تکاندادن،جمخوردن
Wrist
مچ،مچدست،قسمتیلباسیادستکشکهمچدسترامیپوشاند
Sorrow سارو
سوگ،غم،غمواندوه،غصه،حزن،مصیبت،غمگینکردن،غصهدارکردن،تاسفخودن
Biblical
مطابقکتابمقدس،وابستهبهکتابمقدس
Tush تاش
ندایحاکیازرنجشیابیصبرییاتحقیروغیره)پش!،چه!
(Noun)رجوعشودبه:tusk
(Noun)(اسب)دنداننیش
(Noun)(عامیانه)کپل،بقچه بندی،ماتحت(tushieوtushyهممیگویند)👍🏿👍🏿