Sip
جرعه،چشش،مزمزه،خردهخردهنوشی،مزمزهکردن،خردخرداشامیدن،چشیدن
Condescend
خود کلمه Descend به معنی کاهش و نزول هست حالا con که میاد اولش معنیش رو بر عکس میکنه یعنی کسی که اصلا سر به زیر و کوتاه بیا نیس
میبینه(بهزیردست)لطفکردن،محبتکردن،عنایتکردن،مرحمتکردن،تفضلکردن،بندهنوازیکردن،سرفرودآوردن،تمکینکردن،خودراهمترازمادونخودکردن(ازرویلطف)،فروتنیکردن
~~~
(Verb - intransitive)افادهکردن، (برتریخودرا)بهرخکشیدن، (بهطورمصنوعیوزننده)رعایتادبکردن
Condescending
برتریآمیز،افادهآمیز،خودپسندانه،گنددماغدار،متکبر،پرافاده،فخرفروش،ازخودراضی،تکبرآمیز،مبتکرانه،متواضع
Feist
نوعیسگکوچک
Feisty
عصبانی،حساس،فراوان،چابک
Smudgy
چرکین،پوشیدهازکثافتیاگلوغیره،لکدار،ناخوانا،محو،رنگورورفته
Budge
تکانجزئیخوردن،تکاندادن،جمخوردن
Impulse
برانگیزش،انگیزهناگهانی،تکاندادن،برانگیختن،انگیزهدادنبه
Tore
گذشته tear
Mannequin مَنِکین
مانکن،مدل(دختر)،مجسمهچوبی
Vague وِیگ
مبهم،غیرمعلوم،سربستهوابهامدار
Tacky
رنگورورفته،نخنما،کهنه