Repellent ریپلنت
زننده، بیزار کننده، دافع، مانع
Literally
واقعا، جدی، راستی، به معنای واقعی کلمه
Hideosly هیدیِسلی
زشت، زننده، شنیع، وقیح
Isulant
ماده مقاوم کننده(برق)، مقاوم
Insulate
جدا کردن، مجزا کردن، روپوش دار کردن، با عایق مجزا کردن، بصورت جزیره در آوردن
Dire دایِر
وحشتناک، هولناک، شخت و شدید، مبرم، شوم
Opt آپت
Option
برگزیدن، انتخاب کردن
Sanity سَنیتی
سلامت عقل، عقل سلیم، میانه روی
Rack رَک
جای هرچیزی یا قفسه، طاقچه
Dish rack
Magazine rack
Clothes rack
Offend
رنجاندن، اذیت کردن، صدمه زدن، دلخور کردن
Offense
گناه، حمله، تقصیر، یورش
Offence
هجوم، اهانت، توهین، تجاوز
Closure کِلوژِر
خاتمه، بسته شدن
Fasten
بستن
Regret
پشیمانی، افسوس، حسرت بردن