Poach
ابپزکردن(تخممرغباپوست)،فروکردن،دزدکیشکارکردن،برخلافمقرراتشکارصیدکردن،تجاوزکردنبه،راندن،هلدادن،بهمزدن،لگدزدن،خیساندن،دزدیدن
Joyous جُیُس
سرورآمیز،ناشیازخوشی،خوش،خوشحال
Testament تِستِمِنت
وصیتنامه،پیمان،تدوینوصیتنامه،عهد
Occupy اُکیوپای
اشغالکردن،سرگرمکردن،مشغولداشتن
اشغالکردن،تصرفکرد
Occupant اُکیوپِنت
ساکن،مستاجر،اشغالکننده
Diversion
تفریح،سرگرمی،عملپیگمکردن،انحرافازجهتی
Chimney چیمنی
دودکش،بخاری،کوره،نک
Condo کاندُ
مخفف:آپارتمان،کاندو
Rely ریلای
اعتمادکردن،تکیهکردن(باonوupon)
Denial دِنایِل
انکار،تکذیب،رد،عدمپذیرش،حاشا