Cranky
بد خو، کج خلق
Swirl
چرخش، حرکت چرخشی
Bruise بروز
شاید فک کنید بروز کبودی سسکی داره اما نه ار یبسی مارو کبود کردع
ضرب دیدگی، کبود شدگی، کوفته شدن
Puncture
سوراخ، پنچر
Wound
زخم، جراحت
Transit
گذر، عبور
Authority
قدرت، اختیار، نفوذ، اقتدار، مرجعیت، حق، اختیار، اجازه، مقامات، مراجع، اولیای امور، مرجع. ماخذ، صاحب نظر
Under the authority of
تحت مسئولیت، در عهده
Assume
فرض کردن، پنداشتن
Mole
خال
Jam
مربا، فشردگی، چپاندن، فرو کردن، متراکم شدن، مسدود کردن
Freckle
لکه، لک صورت، کک مک، خال
Curb کِرب
زنجیر، بازداشت، جلوگیری، لبه پیاده رو، محدود کردن، دارای دیواره یا حائل کردن، تحت کنترل در آوردن