abase
تحقير نمودن، پست انگاشتن
abate
فروكش كردن، كم شدن، كاهش
abhor
منزجر بودن، بيزار بودن، تنفر داشتن
abide
اطاعت كردن، تحمل كردن، ماندن
abnormal
غير معمول، غير عادي
abolish
منسوخ كردن، منقضى شدن
abound
سرشار بودن، به وفور بودن، فراوانى
abridge
كوتاه كردن، مختصر نمودن، تلخيص
abroad
وسيع، گسترده، خارج از كشور
abrogate
باطل كردن، لغو كردن، از ميان بردن
abrupt
ناگهانى، سريع
absence
غيبت، نبود، فقدان
absorb
جذب كردن، تحليل بردن، غرق كردن
abstain
امتناع كردن، خوددارى نمودن، ممتنع
absurd
پوچ، عبث، بى دليل، احمقانه
abundant
به مقدار فراوان، وافر
abuse
بد به كار بردن، سو استفاده كردن، دشنام
abusive
بد زبان، توهين آميز، تهاجمى
accelerate
تسريع نمودن، تندتر شدن، افزودن
abandon
ترك كردن، رها كردن، واگذار كردن