Damage
ضرر رساندن، آسيب، غرامت و ديه
Daze
گيج كردن، متحير كردن، گيجى، بى حسى
Deal
معامله، معامله كردن، از عهده برآمدن
Debate
مباحثه، بحث كردن، عميق شدن
Debilitating
ضعيف كردن
Debt
قرض
Decade
دهه
Decamp
ترك گفتن، رفتن بدون خبر و ناگهانى
Decadent
تباه، رو به زوال و فساد
Decay
گنديدن، پوسيدگى
Decease
فوت
Deceive
فريب دادن
Decent
مناسب، نجيب و شريف
Deceptive
فريبنده، توهم آور
Deciduous
درخت برگ ريز
Declare
بيان كردن، ادعا كردن
Decline
كم شدن، رد كردن، وخيم شدن، كاهش
Decree
فرمان دادن، راى هيئت منصفه
Deduce
نتيجه گرفتن
Dam
سد، مسدود كردن، مانع شدن