Chagrin
آزردن، آزردگى، رنجش
Challenge
به چالش كشيدن، چالش، كار دشوار
Chaos
هرج و مرج، بى نظمى
Chaotic
بى نظم، مغشوش
Characteristic
مشخصه، ويژگى، وجه تمايز، نشانه
Charity
صدقه، كمك مالى، خيرات
Chase
دنبال نمودن، تعقيب كردن
Cheat
فريفتن، حقه زدن، تقلب كردن
Chief
رئيس، مهم، اصلى، عمده
Circulate
به گردش در آمدن، گرديدن، پخش شدن
Circumscribe
محدود كردن، احاطه شدن، محاط شدن
Circumspect
با احتياط و ملاحظه كار، با تدبير
Circumstance
شرايط(در حالت جمع)، پيشامد
Cite
بيان كردن، ذكر كردن، اشاره كردن
Claim
درخواستى كه محق آن هستيم، ادعا كردن
Clandestine
رمزى، پنهانى، مخفى، پوشيده
Clarify
شفاف سازى كردن، صاف كردن(مايعات)
Clarity
روشنى، وضوح، شفافيت
Clash
برخورد، تصادف شديد، نزاع بين گروه ها
Century
قرن، سده