Calamity
بدبختى، بيچارگى، بدشانسى، مصيبت
Calculus
حساب ديفرانسيل، معادلات
Calm
آرام، ساكت، بى صدا، تسكين دادن
Campus
پرديس(محوطه دانشگاه)
Candidate
كانديد، داوطلب
Candidly
رك، با صراحت، صادقانه
Candle
شمع
Cant
رياكارى، مقدس نمايى، گويش صنفى
Caprice
خيال پردازى، ناپايدارى، عدم ثبات
Captive
زندانى، مجرم، اسير شده
Career
حرفه يا شغل، دوران خدمت، دوره
Casual
غير مهم، بى خيال، زودگذر، سرسرى
Catastrophe
بدبختى، مصيبت، فاجعه
Catastrophic
فاجعه بار، مصيبت بار
Cautious
آگاه، با دقت، حواس جمع، هوشيار
Cease
متوقف و آتش بس كردن، دست كشيدن
Ceiling
سقف(بام اتاق)، حد بالا
Celebrated
تحسين شده، مشهور
Cajole
فريب دادن با چرب زبانى