solvent
قادر به پرداخت
somatic
بدنی، جسمی
soporific
خواب اور
sordid
شلخته، کثیف
specious
ظاهرا صحیح
spectrum
طیف، منظر
spendthrift
دست و دل باز، ولخرج
sporadic
پراکنده، گهگاه
squalor
آلودگی، درهم و برهمی و کثیفی به خاطر فقر
staccato
صدا و یا موزیک منقطع، بریده بریده
simian
شبیه میمون
simile
استعاره، تشبیه
sinecure
مفت خور ولگرد
singular
مفرد، خارق العاده
sinuous
پرپیچ و تاب
skeptic
شکاک
sobriety
متانت، هوشیاری
sodden
اشباع شده، کاملا خیس
solicitous
نگران، دلواپس
soliloquy
تک گویی، گفتگو با خود
sedition
فتنه، آشوب، اغتشاش
sedulous
کوشا و محتاط
seismic
وابسته به زمین لرزه
sensual
نفسانی، شهوانی