hyperbole
مبالغه، اغراق، گزاف گویی
iconoclastic
حمله به سنت ها، مخالف سنت ها
idolatry
بت پرستی
igneous
آتش فشانی، آذرین
imbroglio
درهم و برهم، مسئله غامض
immutable
تغییر ناپذیر
impair
خراب کردن، معیوب کردن
impassive
پوست کلفت، بی احساس
impecunious
تهی دست، بی پول
impede
ممانعت کردن
itinerary
مسیر یا برنامه ی سفر
jaundiced
یرقانی، حسود، بدبین
jibe
تطبیق کردن، موافق بودن
jocose
فکاهی، خوشایند
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده
junta
حذب، دسته
juxtapose
کنار هم گذاشتن چیزهای بی ربط
kudos / fame / honor/ glory
تجلیل/ شکو/ افتخار
labile
ناپایدار
laconic
گزیده گو
solemn
جدی
nugatory
بی اهمیت، نادرست
obdurate
کله شق
obsequious
بسیار فرمانبردار، مطیع