vivisection
تشریح موجود زنده
vogue
مد
volatile
متغییر، در حال تغییر
vortex
گرداب، گردباد، مرکز اغتشاشات
warranted
موجه، تضمین شد ه
wary
محتاط
welter
لولیدن، وول زدن
whimsical
غیر قابل پیش بینی، عجیب و غریب
wistful
حسرت بار
zealot
مشتاق
appellation
نام
apposite
دقیق و مناسب، کاملا مرتبط
apprise
اطلاع دادن
approbation
ستایش، تصویب
appropriate
تصاحب کردن، توقیف کردن
apropos
مربوط
arabesque
حرکت روی نوک پا در باله، معماری دارای طرح شکیل
archeology
باستان شناسی، دیرینه شناسی
ardor
علاقه و شوق فراوان
arduous
بسیار سخت
beneficent
مهربان، خوش طینت
bifurcate
دو دسته کردن
blandishment
چاپلوسی
blase
سر بر، بی حوصله