gainsay
مخالفت کردن، رد کردن
gambol
جست و خیز کردن
garrulous
پرحرف
gauche
بی عرضه، ناشی
geniality
خونگرمی، خوشرویی
gerrymander
تقسیم حوزه های انتخاباتی به نفع کاندیدای خاص
glib
کسی که به راحتی دروغ میگه
goad
تحریک کردن
gossamer
بسیار سبک
gouge
از حدقه در آوردن، چاپیدن، تلکه کردن
facilitate
آسان کردن
factotum
همه کاره
fallacious
غلط، سفسطه آمیز
fallow
زمین آماده کشت
fatuous
از خود راضی
fauna
جانوران
fawning
چاپلوس
felicitous
درست انتخاب شده، مختصر و مناسب
feral
وحشی، ولگرد
fervor
شوق، اشتیاق
ambivalence
دمدمی مزاجی، دودلی
ambrosia
غذای خوشمزه، غذای خدایان
amelionate
بهتر کردن، اصلاح کردن
amenable
رام شدنی، متمایل