penury
فقر تنگدستی
peregrination
پرسه، از اینجا به اونجا رفتن
peremptory
بی چون و چرا، مسلم
perennial
در تمام سال حاضر
perfidious
خائن، پیمان شکن
perfunctory
سرسری
perigee
پایین ترین نقطه، حضیض
permeable
نفوذ پذیر
perturb
برهم زدن، برآشفتن
pervasive
گسترده
recluse
غربت نشین، منزوی
recondite
عمیق، پیچیده
redoubtable
بهت آور، ترس آور
refractory
کله شق، لج باز
refute
رد کردن، ثابت کردن اشتباه دیگری
regale
مهمان نوازی کردن، پذیرایی کردن
relegate
تنزل دادن، کاهش مقام دادن
remonstrate
مخالفت کردن، شکایت کردن
renege
جا زدن، خلف وعده کردن
refulgent
درخشان
thespian
هنرپیشه
timbre
رنگ صدا
tirade
سخنرانی با عصبانیت و ناسزا گویی
toady
بله قربان گو