stanch
بندآوردن، متوقف کردن
stentorian
رسا، خیلی بلند
stigma
داغ ننگ
stint
کم گذاشتن، محدود کردن
stipulate
قید کردن، تصریح کردن
stolid
بی عاطفه، بی حس
stratify / stratification . strata
طبقه بندی کردن / طبقه بندی / طبقه ها، لایه ها
striated
شیاردار
stricture
محدودیت، انتقاد تند
strident
گوش خراش
strut
با تکبر و اتخار راه رفتن
stultify
بی استفاده کردن، هدر کردن، جلوگیری از بروز ایده های جدید
stupefy
گیج کردن، خنگ کردن
stygian
تاریک
subpoena
احضاریه
subside
فروکش کردن، نشست کردن
substantiate
ثابت کردن با مدرک و سند
substantive
ضروری، مربوط به ماده
subsume
شامل شدن، یکی شدن
subversive
توطئه گر، خرابکار
succor
یاری، کمک
suffrage
حق رای
sundry
مختلف
supersede
جایگزین کردن چیز کهته با نو